محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
114
تاريخ الطبرى ( فارسي )
از ابن عباس روايت كردهاند كه در ايام يا رد بت ساخته شد و كسانى از اسلام بكشتند . ابو ذر غفارى گويد : پيمبر صلى الله عليه و سلم به من گفت : « اى ابو ذر چهار كس از پيمبران سريانى بودند » آدم و شيث و نوح و خنوخ و او اول كس بود كه با قلم خط نوشت و خداوند سى صحيفه به خنوخ فرستاد . بعضى پنداشتهاند كه خداوند خنوخ را به همهء مردم زمين فرستاده بود و همه علم گذشتگان را به او داده بود . خدا عز و جل سى صحيفه سوى وى فرستاد چنان كه خداوند در قرآن فرمايد : « و اين در صحيفه هاى قديم است . صحيفه هاى ابراهيم و موسى . » مقصود از صحيفه هاى قديم صحيفه هاى منزل بر هبة الله پسر آدم و ادريس عليهما السلام است . بعضى گفتهاند پادشاهى بيوراسب در زمان ادريس بود و چيزى از سخن آدم به دو رسيده بود و آن را جادو گرفت و به كار جادوگرى پرداخت و چون چيزى از قلمرو خويش بخواستى يا وى را از چهارپايى يا زنى خوش آمدى در يك نى زرين دميدى و هر چه خواستى پيش وى آمدى و به همين جهت يهودان در نى دمند . ولى پارسيان گويند كه پس از مرگ اوشهنگ ، طهمورث پسر ويونگهان پسر حناندان پسر خنادار پسر اوشهنگ به پادشاهى رسيد . در نسب طهمورث خلاف كردهاند . بعضى نسب او را چنين گفتهاند . و بعضى نسب شناسان پارسى گفتهاند وى طهمورث پسر ايونگهان پسر انكهد پسر اسكهد پسر اوشهنگ بود . هشام بن محمد كلبى چنان كه اهل خبر از او روايت كردهاند گويد : نخستين شاه بابل طهمورث بود و شنيدهام كه خداوند چندان نيرو به وى داد كه ابليس و شيطانهاى وى را به اطاعت آورد و او مطيع خدا بود و چهل سال پادشاهى كرد . ولى پارسيان پنداشتهاند كه طهمورث ملك اقاليم داشت و تاج بر سر نهاد و روزى كه پادشاه شد گفت : « ما به يارى خدا متمردان تبهكار را از خلق وى برانيم . »